گاهی سخته گفتن آنچه درون ماست
گاهی سخته قبول آنکه عاشق شدی
خدایا دیگر طاقت دوری و انتظارم نیست
اگر باز هم …. اگر باز هم او ….
قلبم خسته است
خسته تازه التیام یافته
روزی میرسد که دیگر وصله ای به آن نتوان کرد
آن وقت چه کنم خدایا
حرفهایت هنوزم دلم را می لرزاند
اکنون دیگر می توانم بگویم که قلبم نزد توست
آن دورها …اما چه نزدیک
من دیگر چه دارم که بمانم؟!
همه چی در دست توست….
سلام بر شما که زیبا می نویسید
خیلی خوشحال شدم دیدم که شما هم زیبا می نویسید ولی همین نزدیکی ها یکی هست که واسه اومدن شما اومدن قدومتون لحظه شماری می کنه اون حضرت عشق که خوشحال میشه که شما رو ببینه تو میخونش
خوشحال میشم به من سر بزنی
منتظرم
فعلا