جزیره خیالی من

جزیره تنهایی من که من در تنهایی خیالم نوشتهایی را نثارش می کنم

جزیره خیالی من

جزیره تنهایی من که من در تنهایی خیالم نوشتهایی را نثارش می کنم

دلم شکسته ترین کاسه های این دنیاست
شکستگی دل از چین صورتم پیداست
زسنگ فتنه،شکسته است کاسة دل من
ز قطعه های شکسته،روان پر از غوغاست
دگر زبند زدن قطعه ها نمی پیوندد
که اتصال چنین دل،تصوری بی جاست
میان جمعم و چون شمع اشک میریزم
به روی دامنم از گنج اشک،گوهرهاست
بهار و جشن و سرور است و کس چه می داند
که بلبل دل من در قفس تک و تنهاست
لبم بود متبسم دلم پر از خون است
که حمله به وجودم بلا به روی بلاست
به سادگی دل خویش میخورم افسوس
که هر چه میکشم از سادگی خویش سزاست
به زیر خاک برفتم از آنکه دانستم
که این جهان پر از درد هم نه جای شفاست

یاور همیشه مومن

نظرات 1 + ارسال نظر
[ بدون نام ] پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1384 ساعت 06:16 ب.ظ http://brightfire.blogsky.com

کدامیک از درختانی که زیر سایه شان با هم قدم زدیم، قسم بخورند
تا تو صداقت نگاهم و پاکی عشقم را باور کنی؟!

موفق باشی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد